
در خواب کتاب گذشته ام را باز کردم و روزهای سپری شده عمرم را برگ برگ مرور
کردم . به هر روزی که نگاه می کردم، در کنارش دو جفت جای پا بود. یکی مال من
و یکی مال خدا. جلوتر می رفتم و روزهای سپری شده ام را می دیدم .خاطرات
خوب، خاطرات بد، زیبایی ها، لبخند ها، شیرینی ها، مصیبت ها،... همه و همه
را می دیدم.
اما دیدم در کنار بعضی برگ ها فقط یک جای پا است. نگاه کردم همه سخت ترین
روزهای زندگی ام بودند. روزهایی همراه با تلخی ها، ترس ها، درد ها،
بیچارگی ها.
با ناراحتی به خدا گفتم : روز اول تو به من قول دادی که هیچگاه مرا تنها
نمی گذاری هیچگاه مرا به حال خود رها نمی کنی و من با این اعتماد پذیرفتم که
زندگی کنم.
چگونه، چگونه در این سخت ترین روزهای زندگی مرا با رنج ها، مصیبت ها و
دردمندی ها تنها رها کنی؟ چگونه؟
خداوند مهربانانه مرا نگاه کرد لبخندی زد وگفت:فرزندم ! من به تو قول داده بودم که
همراهت خواهم بود.
در شب و روز،در تلخی و شادی،در گرفتاری و خوشبختی.
من به قول خود وفا کردم
هرگز تو را تنها نگذاشتم
هرگز تو را رها نکردم حتی برای لحظه ای
آن جای پا که در آن روزهای سخت می بینی،جای پای من است وقتی تو را
بدوش کشیده بودم !!!

I were a flower opening up my petals life , when I am with you it is as if
آن گاه که با توام،
چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند.
when I am with you it is as if , I were the waves of the ocean
آن گاه که با توام، چون امواج دریا هستم
against the shore crashing strongly ,
که توفنده وسرکش بر ساحل می کوبد.
when I am with you it is as if , I were the rainbow after the strom proudly showing my colors
آن گاه که با توام، رنگین کمانی بعد از توفانم، که پر غرور رنگها یش را نشان می دهد.
when I am with you it is as if , Everything that is beauiful surrounds us
آن گاه که با توام، گویی هر آنچه که زیباست ما را در بر گرفته است
This is just a very small part of how wonderful I feel
این ها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است.
when I am with you it is as if , Maybe the word love was , invented to explain the deep all encompassing feelings That I have for you
آن گاه که با توام، شاید واژه عشق را ساخته اند تا احسا سی چنان عمیق و هزار سو را بیان کند.
but somehow it is not strong enough But since it is the best word that there is Let me tell you a thousand times that I love more than Love
اما باز هم این واژه کافی نیست. با این همه چون هنوز بهترین است بگذار بگویم و باز بگویم که بیش از عشق
بر توعاشقم