
چشمهایت بسته باشد یا باز .
همیشه کسی را که دوست داری پیش رو خواهی داشت و خواهی دید .
عشق من چطور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه اتفاق می افتد .
امروز بگذار کسی را که چنین در حال مردن است ، ببینم .
بگذار ببینم که عشق چگونه اتفاق می افتد .
از زمانی که رویاهایم را تغییر دادم ، از فکر کردن به هر چیز دیگری دست کشیده ام .
و از زمانی که عاشق او شده ام ، احساس می کنم که خودم را در کنار او از دست داده ام .
وقتی تو عاشق هستی ، نه بیداری و نه در خواب .
چه طور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه است .
آیا جادوی اوست که تو را در بند گرفته است .
اما همه این ها به خاطر چیزی است که خداوند بر ایمان مقرر کرده است .
چه کسی می تواند تعیین کند چه شخصی در چه زمانی مسافر این مسیر خواهد شد .
و تو فقط زمانی که به کسی برسی که اسمش به روی قلبت حک شده ، عاشق خواهی شد .
چطور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه است .
چشم هایت باز باشد یا بسته تو همیشه در رویای او خواهی بود .

ای فلک با من عجب نقش غریبی ساختی با مراد خویش بودم نامردم ساختی
میوه خوش رنگی بودم بر سر شاخ درخت نگهان باد بر امد بر زمینم انداختی